|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
نشستهای نوین گروه با فرنام "استوره شناسی" آغاز شد.
در نشست نخست برآن شدیم تا پاره ای تعاریف و در واقع دیدهای گوناگون را پیرامون این شاخه از دانش تاریخ ارائه دهیم. در این دید هموندان یاری بسیار کردند. در ابتدا شاید بد نباشد تا کمی به ریشه شناسی واژه استوره بپردازیم. هیستوری (Historya) واژه ای یونانی و لاتینی به معنای سرگذشت و آگاهی و تاریخ است.و از آنجا که در بسیاری تلفظها "ه" در ابتدای کلمه به صورت "ا" تلفظ میشود. بنابراین استوری (Story) در زبان انگلیسی احتمالا از همین واژه ریشه شده. کلمه استوری (Story) در ادبیات انگلیسی به معنی سرگذشت یا داستان تاریخی و حقیقی است. البته در ادبیات انگلیسی واژه های تخصصی برای استوره ملتها، واژه های میث (Myth) و لجند (Legend) هستند. به طور خلاصه در ادبیات انگلیسی به داستان منطقی بر مبنای واقعیت : استوری (Story)، وبه استوره ملتها که اگرچه در ظاهر رویایی است اما بر مبنای واقعیت است، میث (Myth) و لجند (Legend) میگویند.
بر همین پایه دانشی که به بررسی استوره ملل میپردازد را میتولوژی مینامند که ما معادل آن را در فارسی استوره شناسی به کار میبریم.
و اما تعریفهایی که میتوان برای استوره ها ارائه داد:برخی استوره را تاریخ گمشده مردمان میدانند و پاره ای دیگر، آن را برگرفته از ترس انسان نخستین از ناشناخته های اطراف. انسان مجموعه دیده ها و دریافتهایش را از پیرامون، در غالب داستانهایی بر زبان میآورد. این داستانها در زمان خود، بخشی از داشته های تاریخی و فرهنگی یک ملت به شمار میآیند. اما به مرور و با گذشت زمان این داستانها برای انسان امروزین به برداشتی اغراق شده از رخدادهایی کهن بدل شد و برآن نام myth نهادند.
تعریف دکتر محمودی بختیاری از دانش استوره یا میتولوژی این است : رمزهایی درباره پیدایش و آفرینش جهان و داستانهای ایزدان و پهلوانان و نشانه های ویژه نژادها و مردمان.
دکتر یوسف فضایی پنج ویژگی را برای استوره در نظر دارد :
1- جابجایی یادمانها و نوشتارهای بنیادین
2- دگرگونی نام جایها و کسان و یا کاربرد صفت به جای نام.
3- جاودانگی یا دیرزیوی چهره ها.
4- به شمار آوردن کردارهای گذشتگان برای آیندگان و یا وارون آن.
5- نمایش یک دودمان یا یک سرزمین در سیمای یک فرد
یکی از هموندان استوره را اینگونه تعریف میکند:
استوره ها مجموع ترس انسان از طبیعت اطراف است. این ترس چیزی تاریخی نیست بلکه یک هویت فرهنگی است و به همین سبب در دورانی معین تعریف و زاویه نگاه به آن تغییر میکند. این دوران شامل نوعی پرش یا تغییرات بنیادین فرهنگی در میان هر ملت است. به طور مثال در ایران با ورود اسلام تغییرات بنیادین فرهنگی روی میدهد و زان پس کم کم مجموع سندهای زرتشتی برداشتی استوره ای می یابند. تا آنجا که هم اکنون حتا یک زرتشتی نیز برداشتی تاریخی و واقعی از مثلا مجموعه یشت ها ندارد.
با این تعریف به گمانم استوره شکلی ملموس تر مییابد و همچنین از یک برداشت افسانه وار به چیزی مانند داشتانهای راستین اما رنگ و لعاب داده شده یک ملت نزدیک میشوند.
آیا استوره ها انواع دارند؟
از سوی دیگر باید دانش mythology را دربردارنده شاخه های گوناگون دانست. استوره های پهلوانی، مذهبی، مجموع باورهای ملل درباره آفرینش و سرآغاز جهان و نیز فرجام کار آن و.... مثلا آن بخش از استوره یک ملت که به پیدایش و آفرینش جهان و مردمان و ویژگی های خدایان و ایزدان و دیوان میپردازد در گذشته نه داستانی رمزآمیز بلکه همان باورهای دینی – آیینی یک ملت بوده است. که با نگاه خردورزانه و مادی گرایانه دانش امروزین، استوره آفرینش خوانده میشود و نمایانگر طرز تفکر و نگرش و اندیشه های کهن یک ملت است. بخش دیگری از استوره یک ملت که به سرگذشت سیاسی – اجتماعی آن در درازنای تاریخ پرداخته و ماجرای جنگها و شاهان و پهلوانان و رویدادهای طبیعی آن را شرح میدهد را حماسه ملی یا استوره تاریخی مینامند. که با رمزگشایی آن میتواند به عنوان تاریخ یک ملت به کار رود.
با اینچنین دیدی، هم مشکل پراکندگی منابع استوره شناسی تا حدودی بر طرف میشود و هم با تقسیم بندی، امکان سنجش و مقایسه دیدگاه های گوناگون درباره یک شاخه به خصوص از استوره ها فراهم میآید. به این ترتیب مثلا از میان منابع موجود برای استوره های ایرانی، شاهنامه همانقدر یه ما یاری خواهد رساند که متون مذهبی یشتها، بندهشن و...
درباره استوره باید به نکته ای توجه شود و آن اینکه استوره ها، متعلق به ملتها هستند و نه سرزمینها. استوره یهودیان، استوره ملت یهود است. استوره هندی ها و چینی ها همینطور. استوره آریاییها هم استوره ملت آریا است.
نکته دیگر درباره همسانیهای است که در بررسی استوره های ملل مختلف میبینیم. چیزی که در بررسی های بعدی با آن زیاد برخورد خواهیم کرد. امید عطایی فرد باور دارد که باید استوره ها را به دو بخش جهانشمول و بومی بخشبندی کرد. و بر این اساس چنین فرضیه میدهد که در دوران پیش از تاریخ، رویدادهایی جهانی رخ داده که همه اقوام آنرا دیده و به ذهن سپرده اند و به همین جهت بیننده همانندی در استوره ها هستیم. درحالیکه نگرش دیگر چنین است که این همانندی به جهت وامگیری یک ملت از ملت دیگریا همان واردات فرهنگی است.
آیا استوره ها زمان و منشاء ویژه ای دارند؟
شاید هرگز نتوان مقیاس دقیق زمانی برای استوره ها یافت. از آن رو که حاصل اندیشه یک دوران ویژه یا افراد به خصوصی نیستند._از همین رو میگوییم استوره ملل_ اما درباره منشا پیدایش استوره ها شاید بتوان فرضیه ای سا خت. و برای اینکار شاید بد باشد که نخست پیشینه ای ازآفرینش انسان هوشمند، پدربزگان عزیزی که راه های پیدایش استوره ها را باز کرده اند بدست آوریم.
کمی به عقب برگردیم.
4 میلیون سال پیش از این جنس انسان Homo پا به عرصه حیات مینهد.
2.5 میلیون سال پیش انسان نخستین قادر به ابزار سازی با سنگ میشود.
1.2 میلیون سال پیش گونه کهنی از انسان با نام Homo erectus بکار گیری آتش را فرامیگیرد. به این معنی که می آموزد آتش را خود درست کند. و به این ترتیب نسبت به نیاکان خود اجتماعی تر مشود. این گونه طی تکامل به گونه های چندی ختم میشود که پهنه دنیای کهن _اوراسیا و آفریقا_ را فرا میگیرند. از مهمترین این گونه ها انسان نئاندرتال و سپس پسر عموهای او، یعنی گونه انسان هوشمند کنونی هستند که ما نوادگان آنها هستیم. انسان نئاندرتال تا حدود 30000 سال پیش در نواحی اروپا میزید و به دلایل نامعلومی منقرض میشود. اما انسان هوشمند Homo sapiensکه حدود 100000 سال پیش در آفریقا پا به عرصه حیات مینهد، مهاجرت خود را به تمام زمین آغاز میکند و نخستین انسانی است که هنر را به عنوان یک ابزار ثانویه در زندگی خود به کار میگیرد.
فرضیه های گوناگونی پیرامون چگونگی پراکندگی انسان داده شده. اهمیت بررسی این فرضیه ها این است که ترتیب ورود انسان به هر ناحیه از زمین ارتباط نزدیک با پیشینه استوره ای و تاریخی آن سرزمین دارد و تخمین ها را آسانتر میکند. تقریبا همگان براین همسو هستند که انسان از آفریقا نخست به خاور میانه میرود._نظریه _out of Africaـ اما بر سر زمان آن تفاوتهایی هست.(در زیر نقشه این مهاجرت احتمالی را میبینید)
تمام نقاشی ها و آثار یافت شده در غارها که برای کهنترین آنها تاریخی برابر 40000 سال پیش تخمن زده شده را پدربزرگها و مادربزرگهامان کشیده اند. اما نمیدانیم چرا چندی این آثار دراروپا بیشتر است. بزرگترین سایتهای sapiens که در بردارنده این گونه آثار دیواری است، در جنوب غربی فرانسه، دامنه های آلپ و غار آلتامیرای اسپانیا کشف شده، که از آنها به عنوان Paleolithic art یاد میشود. اما هچنین آثاری در آفریقا در تاریخ 40000تا 13000 سال پیش و در آسیا در نواحی عربستان کنونی در تاریخی معادل 14000سال پیش، در خاور میانه ونیز درهند در تاریخ میان 40000تا 25000 سال پیش دیده میشود..
منابع نوشتارهای دانشیک:
Images of the ice age
Human evolution and prehistory
Cambridge Encyclopedia of human evolution

|
|